احیا گر حماسه کربلا
حضرت زینب کبری {س}
تسلیت باد


|
|
|
|
حيدر، صفدر، عين الله ، يدالله ، سيف الله ، اسدالله ، حجت الله ، نورالله |
اسمها |
|
ظهير، امين الله ، اميرالمومنين، مرتضي، يعسوب ، نباالعظيم، قاسم,بحرالعلوم |
لقبها |
|
ابوالحسن ، ابوالحسين ، ابوالحسنين ، ابوتراب |
كنيه |
|
.عمروبن عبدالمطلب معروف به ابوطالب عمران |
نام پدر |
|
.فاطمه بنت اسد |
نام مادر |
|
13 رجب سي سال بعد از عام الفيل. |
زمان تولد |
|
.خا نه كعبه |
محل تولد |
|
.21 رمضان سال چهلم هجري |
زمان شهادت |
|
.63 سال و دو ماه و 7 روز |
مدت عمر |
|
30سال اما مت ظا هري چهارسال و 6 ماه و 22 روز |
مدت امامت |
|
.محراب مسجد كوفه |
محل شهادت |
|
عبدالرحمن بن ملجم مرادي از خوار كه به تحريك زني به نام |
قاتل |
|
.نجف اشرف |
محل دفن |
|
امام حسن ، امام حسين ، محمد حنفيه ، عمرو عاص ، جعفر، عثمان ، عبدالله |
فرزندان پسر |
|
.زينب ، ام كلثوم ، رقيه ، ام الحسن ، نفيسه ، رقيه ، صغري ، نقيه |
فرزندان دختر |
|
.مقداد ، سلمان ، ابوذر |
اصحاب حقيقي ايشان |
|
در تمام غزوات پيامبربه جز چند تا شركت داشتند در مدت امامت ظاهري :سه جنگ عمده انجام دادند ـ جنگ "جمل" با پيمان شكنان ـ جنگ" صفين" با متجاوزان ـ جنگ "نهروان" با خوارج |
جنگها |
|
روز غدير 18 ذيحجه |
خلافت و وصايت انتصاب به |
| زنده كردن" ام فروه ", تقليل آب فرات ، بينا كردن چشم دختر يتيم و..... برگرداندن خورشيد |
معجزات |
|
يكشنبه |
روز زيارتي |
|
.هميشه دشمن ستمگران و ياور مظلومان باشيد |
سخني از آن حضرت |
|
|
|
پيامبر مرا در دامان خود پروريد. در كودكي مرا چون فرزند خويش در آغوش |
|
كودك مولود كعبه - با مردم چنان بياميزيد كه اگر مرديد بر شما بگريند و اگر زنده مانديد به چون دنيا به كسي روي آورد نيكي هاي ديگران را بدو به عاريت سپارد و چون . اگر بر دشمنت دست يافتي بخشيدن او را سپاس دست يا فتن بر وي ساز . هر كه همراه آرزوي خويش تازد مرگش به سر دراندازد . آنكه كرده و عمل وي او را به جايي نرساند نسب او وي را پيش نراند . برترين پارسايي نهفتن پارسايي است . با درد خود بساز چندان كه با تو بسازد . شريف ترين بي نيازي وا نهادن آرزوهاست . آنكه آرزو را دراز كرد كردار را نابساز كرد . قناعت مالي است كه پايان نيابد شكيبايي دو گونه است شكيبايي بر آنچه خوش نمي شماري و شكيبايي از آنچه . جدال تدبير را ويران مي كند . آنكه به نوايي رسيد خود را از ديگران برتر ديد . در دگرگوني روزگار گوهر مردان پديدار است . خودپسندي آدمي يكي از حسودان خود اوست . جوانمردي مهرآورتر از خويشاوندي است . وفا با بي وفايان بي وفايي است با خدا و بي وفايي با بي وفا وفا بود نزد خدا . حسد چون كم بود تن درست و بي غم بود . هر گاه خدا بنده اي را خوار كرد او را از آموختن علم بركنار كرد . هر كس را در مال خود دو شريك است وارث و حوادث ستودن بيش از سزا چاپلوسي كردن است و كمتر از آنچه بايد درماندگي است و |
|
نام لقب و كنيه شخص می تواند همچون آينه اي ويژگيهاي ظا هري باطني وخصوصيات " يك نويسنده آلماني به نام" رودلف ژايگر" فهرستي در كتاب "خداوند علم و شمشير :دربخش اجتماعی ـ تاسيس آسياب آبي :در بخش اقتصادي (ـ ساخت بندر براي عربستان (بندر جده و اسكله آن در بخش علم "ـ ساخت اولين مدرسه اسلامي در "صفه
كتاب آسماني قرآن اين كيمياي سعادت انسان و مشعل فروزان هدايت كه از ملكوت گرديده است وزما ني مشتري خاص رضاي خداست و در اين معامله به جان خويش |
كارگزاران حضرت علي ع به چند دسته تقسيم می شود |
|
سيره نويسان زندگاني امير مومنان ع را به پن بخش تقسيم نموده اند |
|
علي ع وجود الهي و آسماني دارد رواني پاك و مقامي والا پرتوي درخشان ورازي نهان |
|
يكي از گنجينه هاي جاويد و درخشان علم علوي كه از روح بلند پيشواي پرهيزكاران |
تغییر و تحول قانون ثابت ولایتغیر جهان هستی است. همه چیز در حال تغییر و دگرگونی است؛ آن چه که تغییر ناپذیر است، خود تغییر است. حکایت تغییر و تحول حکایت همیشگی زندگی انسانهاست. امواج تغییر و تحول در گستره زندگی امروزین ما هر لحظه جلوه ای خاص می یابد.
امروزه ثابت ماندن، تغییر نکردن و بهبود نیافتن مساوی مرگ است، حتی یک روز ما نباید بدون تغییر سپری شود. تحول و بهبود مسابقه ای بدون خط پایان است که دیر زمانی است شروع شده. ما نیز باید در این مسابقه با تمرينات بیشتر شرکت کنیم. همه خواهان تغییر و تحول اند ولی نه در خود بلکه در دیگران. نگاه تیزبین ما همیشه متوجه افراد و سازمانهای دیگر است. تغییر و تحول از طریق شانس و اقبال حاصل نمی شود بلکه به مدیریت صحیح بستگی دارد.
خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آن که خودشان بخواهند.
قرآن کریم
اگرحاکم ومدیرجامعه،دراخلاق و رفتارش تحولی حاصل گردد، زمان دگرگون می شود.پیامبر اکرم
بزرگترین بیم بشر، بیم از تغییر است: مردم از افکار جدید، عادت های جدید، محیط جدید و روش جدید می ترسند. غافل از آن که اساس زندگی تغییر و تحول است و زندگی بدون آن قابل دوام نیست؛ تنها راه زندگی بهتر و طولانیتر، آمادگی شما برای قبول تغییر و عملی کردن تحول های بزرگ است. پس خودتان را عوض کنید. السلی رابینسون
مدیران بدانند، دگرگونی مثل مرک اجتناب ناپذیر است. ناشناس
با سه قدم زیر تغییرات پایدار پدید آورید:
قدم اول: معیارهای خود را بالا ببرید،
قدم دوم: عقاید زيان آور را تغییر دهید،
قدم سوم: شیوه معمول کار را عوض کنید. آنتونی رابینز
ما زنده از آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست.اقبال لاهوری
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.
واژه را باید شست. واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد. سهراب سپهری
زندگی، پدیده ای ایستا نیست؛ تنها دو گروه نمی توانند افکار خود را عوض کنند: دیوانگان تیمارستان، و مردگان گورستان.اورت دیرکسن
بزرگترین کشف نسل امروز این است که انسان می تواندباتغییرذهنیت خود،زندگی خودراتغییردهد.جیمز
ما ایستادگی را از طبیعت می آموزیم: رودی که از رفتن باز بایستد، بوی گند می گیرد.اندرو متیوس
تغییر آنگاه شروع می شود که فردی پله بعدی را ببیند.ویلیام درایتن
تغییر پذیر را تغییر ده، تغییر ناپذیر را بپذیر، و از آن چه غیر قابل قبول است فاصله گیر.دنیس واتیلی
چیزی پایدار نمی ماند:مگردگرگونی.هراکلیتوس
اصل تشویق و تنبیه در مدیریت علوی
کنفرانس کامل در مورد مدیریت علوی
دوشنبه 21/8/86 ساعت 4 سمعی بصری 35 دانشگاه امام رضا(ع)
مكانيزم ساختاري كه هر سازماني براي برانگيختن يا قدرداني از كاركنانش ايجاد مينمايد ، سيستم پاداش (Reward System ) ناميده ميشود . در اين سيستم كه در اكثر سازمانهاي بزرگ امروزي وجود دارد ، عملكرد هر فرد مشخص گرديده و مورد ارزيابي دقيق قرار ميگيرد و سپس در صورت رشد و پيشرفت مورد تشويق و تقدير قرار ميگيرد . پاداشهاي عمده در بيشتر سازمانها ، جبران خدمات ، ترفيع ، ارتقاء ، مزايا ، پاداش مالي و يا گرفتن پست و مقام ميباشد كه هر يك از اين پاداشها ، ميتواند بر روي نگرشها ، رفتارها و انگيزههاي افراد تأثير بگذارد . اصولاً اگر مدير بخواهد بر مبناي اصل انصاف و عدالت حركت كند ، نميتواند به عملكرد همه كاركنان به طور يكسان بنگرد و تلاشها و كوششهاي برخي كاركنان مبدع و خلاق و احياناً سستيها و كمكاريهاي برخي ديگر را ناديده بگيرد .
خداوند متعال نيز در كتاب ارزشمند قران ، بارها به اين نكته اشاره فرموده است كه خوب و بد يكسان نيستند و بايد بين آنها تفاوت قائل شد . از جمله در آيات زير :
ـ بگو اي پيامبر ، آيا كور و بينا با هم مساويند ؟[1][1]
ـ بگو اي محمد ، پليد و پاكيزه يكسان نيستند ؟[2][2]
ـ اصحاب جهنم و اصحاب بهشت يكسان نيستند ؟ [3][3]
ـ خداوند مجاهدان را بر نشستگان برتري داده است .[4][4]
ـ آيا تاريكيها و روشنايي را مساوي ميداني ؟[5][5]
ـ آيا كساني كه ميدانند با كساني كه نميدانند ، برابرند؟[6][6]
چنانچه ملاحظه ميشود ، خداوند در اين آيات ،يك نوع مرز بندي بين افراد شايسته و افراد ناشايست ايجاد نموده است و آنان را از يكديگر متمايز ساخته است .
امام علي (ع) نيز اين نكته دقيق مديريتي و تربيتي را در دستورالعمل معروف خود به مالك اشتر گنجانده و ميفرمايد : « اي مالك ، هرگز نبايد نيكوكار و بدكار در نزد تو يكسان باشند كه همانا چنين حركتي ، نيكوكاران را در نيكي كردن ، بي رغبت و تبهكاران را به بدكاري وا ميدارد . بلكه با هر كدام از آنان ، متناسب با آنچه انجام دادهاند ، برخورد نما »[7][7] .
از اين رهنمود ارزشمند امام ، چند نكته مهم مديريتي به دست ميآيد :
1- تشويق و تنبيه ، لازمه مديريت و زمامداري است .
2- تفاوت گذاشتن در مديريت اصل است اما تبعيض قائل شدن ممنوع .
3- ترك تشويق و تنبيه سبب بي رغبتي نيكوكاران(كاركنان كوشا و مُجِدّ) و جسور شدن بدكاران(كاركنان سست و كم كار)ميگردد .
4- در اثر ترك تنبيه و تشويق ، كاركنان به سستي و كاهلي گرايش مييابند .
5- تشويق و تنبيه بايد متناسب با عمل انجام شده باشد .
در اين مورد ، حضرت در جاي ديگري ميفرمايند: « خطاكار را متناسب با جرمي كه انجام داده ، مجازات كن نه آن سان كه از حد بگذرد»[8][8].
از سوي ديگر ، انسان فطرتاً طالب جلب توجه و احترام است و نياز به قدرشناسي از سوي ديگران دارد و اين اصل طلايي مديريت كه :
« هر رفتاري تشويق و پاداش به دنبال داشته باشد ، تثبيت ميگردد » نيز ناظر به همين ويژگي انسان است . لذا خداوند پيامبران را با سلاح تبشير و انذار برانگيخت[9][9]و خود نيز در آيات متعددي در قران به توصيف نعمتهاي معنوي و مادي بهشت و مجازاتها و عذابهاي جهنم پرداخته است تا تشويقي باشد براي حركت انسانها به سوي نيكيها و اعمال صالح و پرهيز و دوري از بديها و زشتيها .
ائمه معصومين سلام ا… عليهم اجمعين نيز همواره در اداره جامعه از اين دو اصل مهم بهره بردهاند و از سلاح تبشير و انذار به خوبي استفاده نمودهاند كه نمونه بارز آن را ميتوان در دستورات و فرامين امام علي (ع) به واليان و فرمانروايان بلاد اسلامي جستجو كرد .
امام علي (ع) به مالك توصيه ميكند : « با تشويق و قدرشناسي ، خود را با افراد درستكار مرتبط كن خدمات صادقانه آنها را به ربان بياور و صريحاً قدرداني نما ، زيرا تحسين و حقشناسي ، افراد شجاع را در نيكوكاري برميانگيزد و افراد تنبل را به خواست خداوند به تحرك وا ميدارد »[10][10].
در جاي ديگر در همين نامه خطاب به مالك ميفرمايد : « و اگر يكي از كارگزارانت ، دست به خيانت آلود و گزارش بازرسان تو نيز آن را تأييد كرد ، بدان اكتفا كن و بي درنگ خيانتكار را كيفر ده و از كارش بازخواست كن ، سپس او را به خواري كشان و داغ خيانت بر پيشاني او زن وحلقه ننگ و بد نامي بر گردنش آويز»[11][11].
چنانچه ملاحظه ميگردد ، امام همانگونه كه به تشويق كارگزاران و عوامل ساعي توجه و عنايت دارد به توبيخ و تنبيه عوامل خاطي و خائن نيز مُصّر است و آن را به شدت تأكيد ميكند .
روزي به امام خبر دادند كه شريح قاضي ، خانهاي به هشتاد دينار خريده است . امام به سرعت او را احضار نموده و خطاب به وي فرمود: « به من خبر دادند كه خانهاي به هشتاد دينار خريدهاي سندي براي آن نوشتهاي و گواهاني آن را امضاء كردهاند . اي شريح ، به زودي كسي به سراغت ميآيد كه به نوشتهات نگاه نميكند و از گواهانت نميپرسد تا تو را از آن خانه بيرون كرده و تنها به قبر بسپارد . اي شريح، انديشه كن كه آن خانه را با مال ديگران يا پول حرام نخريده باشي كه آن گاه خانه دنيا و آخرت را از دست دادهاي.اما اگر هنگام خريد خانه ، نزد من آمده بودي ، براي تو سندي مينوشتم كه ديگر براي خريد آن به درهمي يا بيشتر ، رغبت نميكردي . آن سند را چنين مينوشتم : اين خانهاي است كه بندهاي خوار آن را از مردهاي آماده كوچ خريده است ، خانهاي از سراي غرور كه در محله نابود شوندگان و كوچه هلاك شدگان قرار دارد »[12][12].
آري ، اين برخورد قاطعانه و توبيخآميز امام نسبت به قاضي القضات حكومت خود ميباشد . همچنين امام در نامهاي كه به مصقله بن هبيره شيباني ، فرماندار فيروزآباد مينويسد ، چنين ميفرمايد : « خبر رسيد كه تو غنيمت مسلمانان را كه نيزهها و اسبهاشان گرد آورده و با ريخته شدن خونهاشان به دست آمده ، به اعرابي كه خويشاوندان تو هستند و تو را برگزيدند ، ميبخشي ! به خدايي كه دانه را شكافت و پديدها را آفريد ، اگر اين گزارش درست باشد ، در نزد من خوار شده و منزلت تو سبك گرديده است . پس حق پروردگارت را سبك مشمار و دنياي خود را با نابودي دين آباد نكن كه زيانكارترين انساني . آگاه باش حقوق مسلماناني كه نزد من يا پيش تو هستند ، در تقسيم بيت المال مساوي است »[13][13].
ملاحظه ميگردد كه امام هم در تشويق كارگزاران ساعي و هم در توبيخ كارگزاران خاطي ، بسيار صريح و قاطع عمل مينمودند . علاوه براين ، امام ، در تشويقها و توبيخهاي خويش ، اصول و ضوابط تشويق و تنبيه را نيز مراعات ميفرمود كه به برخي از آنها اشاره ميشود:
1- تشويق و توبيخ بايد متناسب با عملكرد فرد باشد .
امام در اين باره ميفرمايد : « خطاكار را متناسب با جرمي كه انجام داده ، مجازات كن »[14][14].
2- در تشويق و توبيخ بايد اعتدال را رعايت كرد .
امام ميفرمايد : « زيادهروي در ملامت و سرزنش ، آتش لجاجت را شعلهور ميكند »[15][15].
3- تشويق و توبيخ بايد به موقع انجام گيرد .
امام (ع) به محض رسيدن اخبار از سوي بازرسان خويش ، فرمان تشويق يا توبيخ را صادر مينمود .
4- تشويق و توبيخ بايد هماهنگ با معيارهاي ارزشي و كاري باشد .
امام در اين باره ميفرمايد : « اگر كارمند تو نافرماني خدا را كرد ، او را تنبيه كن ولي اگر از شخص تو ( در امور شخصي و غير اداري ) نافرماني كرد ، او را ببخش »[16][16].
5- تشويق و توبيخ بايد عامل رشد و پيشرفت باشد نه وسيله انحطاط يا غرضورزيهاي شخصي .
خداوند در قران خطاب به پيامبر اكرم (ص) ميفرمايد : « از اموال آنها صدقه دريافت كن تا بدينوسيله پاك شوند و زمينه رشد و پاكيزگي در آنها فراهم آيد و بر آنها درود فرست و دعا كن زيرا دعاي تو موجب آرامش خاطر آنهاست و خداوند شنوا و داناست »[17][17].
چنانچه ملاحظه ميگردد در اين آيه خداوند به پيامبرش دستور داده كه هر گاه مسلماني براي پرداخت زكات به تو مراجعه نمود ، تو بعد از دريافت زكات ، او را تشويق كن ( در حق او دعا كن ) زيرا اين تشويق تو مايه آرامش خاطر اوست .
منابع :
1) سوره انعام – آيه 50 .
۱۲) نهج البلاغه – نامه 3 - ترجمه محمد دشتي .
۱۳) نهج البلاغه – نامه 43 – ترجمه محمد دشتي .
۱۴) نهج البلاغه – نامه 53 – ترجمه فيض .
۱۶) غرر الحكم و درر الكلم – ص 205 .
۱۷) سوره توبه – آيه 103 .
- آینده تداوم گذشته نیست،جنس آینده ازجنس گذشته متفاوت است.
- آن عواملی درگذشته موجب موفقیت شماشده است ،تضمینی برای موفقیت شمادرآینده نیست.
- برای ساختن آینده بایدچشم اندازروشن، اهداف دقیق وبینش متعالی داشته باشید.
- بی چاره ترین انسان کسی است که فاقد چشم انداز آرمانی و بینش در زندگی است.
- آينده خود را، خودتان شكل دهيد، وگرنه ديگري آن را برايتان شكل خواهد داد.
- اگر ندانی به کجا می روی، هر گز نخواهی دانست کی به آنجا می رسی.
- وقتی نمی دانی به کجا خواهی رفت، به هرطرف می خواهی برو !
- آینده مکانی نیست که آنجا میرویم،آینده جایی است که آنرا می سازیم.
- راههایی که به آینده ختم می شوند یافتنی نیستند،بلکه ساختنی اند بگونه ای که ساختن این راه ها هم آینده و هم سازنده را بکلی دگرگون می کند.
- تصور ما از آینده، بیش از آنچه در گذشته، تجربه کرده ایم روی موفقیت ما اثر می گذارد.
- آینده از آن كساني است که براي لحظه هاي زندگي طرح و برنامه دارند.
- آینده از آن كساني است که انتخاب مي كنند كجا باشند، كجا بروند، چگونه بروند و كدام راه را انتخاب كنند.
- آینده از آن كساني است كه تكليف خودشان را با زندگي خودشان تعيين مي كنند.
- آجر هاي باورهاي شما بناهاي آينده شما را خواهند ساخت.اگر اين آجر ها هوشمندانه ، محكم، متناسب، با ثبات و نظم وترتيب چيده شوند زيباترين آينده از آن شما است.
- محدوديت فقط ساخته ذهن ما است ، ما بيش از محدوديت هاي محيط محدود در باور هاي خودمان هستيم.
- هر چیز در جهان دوبار خلق می شود : اول در ذهن آدمی و دوم در روی زمین.
* منتظر بمان اما معطل نشو
* تامل کن اما توقف نکن
* قاطع باش اما لجباز نباش
* صریح باش اما گستاخ نباش
* بگو آری اما نگو حتماً
* بگو نه اما نگو ابداً
توانمنديها ، مهارتها ، تحصيلات ، تجربيات و استعدادهاي انسان نقش بسيار مهمي را در پيشرفت و ارتقاء شغلي وزندگي او دارد. به عبارت ديگر موارد ذكر شده پتانسيل لازم جهت حركت و رشد را فراهم مي نمايد. ليكن اين حركت نياز مند بستر و مسير مناسب نيز مي باشد. چنانچه فرد در محل مناسب ، مكان مناسب و زمان مناسب قرار گيرد مي توان انتظار داشت كه تمامي پتانسيل وجودي وي در جهت رشد و تعالي شغلي ، شخصيتي ، اجتماعي و... بكارگرفته شود. بديهي است در صورت محقق نشدن شرايط ذكر شده امكان رشد و شكوفائي كامل انسان بسيار كم مي گردد. يكي از وظايف بسيار مهم مديران و رهبران شناسائي استعدادهاي كاركنان و فراهم آوردن شرايط رشد و پرورش و بكارگيري آنها در سازمان ودر جهت اهداف سازمان مي باشد. انسانها هر يك معدني از طلا و نقره هستند كه مي بايستي ابتدا كشف و شناسائي شده و سپس با صرف هزينه به بهترين شكلي به تعالي رسانده شوند و همچون نگيني بدرخشند.
قران كريم مسئوليت را امانت الهي تعريف مي نمايد و در كنار صفت تخصص و توانايي لازم براي انجام كار، شرط امانت داري را براي تصدي مقام لازم مي داند . اين موضوع در آيات 58 سورد نساء ، آيه 39 سوره نحل، آيه 26 سوره قصص و آيه 55 سوره يوسف مورد تاكيد قرار گرفته است .
مولاي متقيان حضرت علي بن ابيطالب (ع) نيز در نامه اي به نماينده و فرماندار آذربايجان (اشعث بن قيس ) مي فرمايند :"مديريت و حكمروايي براي تو طعمه نيست ، ولي آن مسئوليت در گردن تو امانت است و كسي كه از تو بالاتر است ، از تو خواسته است كه نگهبان آن باشي . و نيز ساير ويژگي ها و توانايي هاي مورد نياز مديران از ديدگاه حضرت علي (ع) در فرمان معروف ايشان به مالك اشتر قيد گرديده است كه شايد بتوان گفت دقيق ترين شرح شغل و شرايط احراز شغل از منظر مديريت ديني است . در اين فرمان حضرت علي (ع) خطاب به مالك اشتر مي فرمايند:
" افرادي با تجربه و باحيا را جستجو كن كه از خاندان صالح و پيشگامان در اسلام باشد، زيرا ايشان از نظر اخلاقي برجسته ترين و ازجنبه حيثيت قابل اعتماد ترين و كمتر به فكر طمع كاري بوده و در عواقب كارها باريك بين ترند.
درساير قسمتهاي نامه مي توان نكات ذيل را در انتخاب مديران مدنظر قرار داد:
















